فرازهایی از سیره و سبک زندگی حضرت فاطمه
سیره خانوادگی حضرت فاطمه
با تشكیل خانواده و آغاز زندگی مشترك، طبیعی است كه كارها بین زن و مرد، تقسیم میشود. زندگی حضرت فاطمه و امام علی، نیز از این قاعده، مستثنی نبود. به فرمان پیامبر، امور داخل منزل به حضرت فاطمه و امور خارج از منزل به امام علی، سپرده شد:
إنَّ فاطِمَةَ علیها السلام ضَمِنَت لِعَلِیٍّ عَمَلَ البَیتِ و ضَمِنَ لَها عَلِیٌّ ما كانَ خَلفَ الباب.[16]
حضرت فاطمه، به قدری از همنشینی بی مورد با نامحرمان، بیزار بود كه وقتی این نوع تقسیم كار را از پیامبر، شنید، خوشحالی خویش را چنین ابراز نمود:
فَقالَت فاطِمَةُ: فَلا یَعلَمُ ما داخَلَنی مِنَ السُّرورِ إلَا اللّهُ بِإِكفائی رَسولُ اللّهِ تَحُمَّلَ رِقابِ الرِّجال .[17]
آنگاه حضرت فاطمه فرمود: هیچ كس جز خداوند، میزان سرور و شادی ام را از اینكه رسول خدا مرا از اختلاط و معاشرت با نامحرمان، معاف كرد، نمی داند.
حضرت فاطمه محیط منزل و کانون گرم خانواده را شرف و افتخار زن می دانست و آشكار است، که وجود مبارك پیامبر، با توجه به تفاوت های طبیعی روحی و جسمی و شرایط مرد و زن، این گونه وظایف زندگی مشترك را بین مرد و زن، تقسیم کردند. آری؛ زن هر مسولیت و شغلی هم داشته باشد، وظیفه مادری و تربیت فرزند، درصدر اولویت ها و وظایف وی می باشد. اصالت دادن به فعالیت در خانه، همراه با رشد معنوی و علمی بانوان و زنان جامعه اسلامی، سنت فرخنده ای در اسلام است كه با ساختار روحی و جسمی زن و مرد نیز سازگار است. اما تمدن غرب با توجه به نگاه مادی گرایانه، حضور زن در محیط پرعاطفه و با محبت خانواده را سبك شمرده و اختلاط با مردان را یك ارزش تلقی می كند. گاه یك زن ساعت ها در محیط خارج از خانه و با تقسیم محبت با دیگران و با جسمی خسته و روحی درهم شكسته، به محیط خانه وارد میشود. پیامدهای ناگوار تماس ها و سركار داشتن غیرضروروی زنان با نامحرمان كه گوشه ای از آن را هر روز در صفحه حوادث روزنامه ها، نقش می بندد، را با چشمان خود می بینیم لكن شگفت آن است كه باز نیز تجربه میشود.
آشكار است طرح این موارد، به معنای در خانه نشستن و عدم رشد و بالندگی زنان در عرصه های گوناگون علمی، نیست، بلكه هدف، تفاوت نهادن میان اصل و فرع وظیفه یك زن برای حفظ كانون خانواده به عنوان بهشتی كوچك برای تجدید قوای همسران و حراست از زیرساخت جامعه و پرورش و تربیت فرزندان شایسته می باشد.[18]
مهریه حضرت فاطمه، الگوی زنان مسلمان
مهریّه یا صِداق، نشان دهنده صداقت خواستگار است. امرى که شارع مقدّس، بِدان توصیه کرده و آن را لازم شمرده است. مرد و زن مى توانند در مَهریه ازدواج، بر هر مبلغ دلخواهى توافق كنند. ولى باید ارزش مالى یا خدماتى داشته باشد. مشهور فقهاء هم سقفی برای میزان مهریه قائل نشده اند. هر چند در احادیثی مهر زیاد موجب ایجاد دشمنی[19] و در احادیثی دیگر از شومی زن دانسته شده[20] و در مقابل در احادیث اهل بیت، زنانی که زیبارو و مهریه شان سبک است، برترین زنان امت معرفی شده اند.[21]
بنابراین، در كنار این جواز شرعى، حكم اخلاقى، استحبابى و موكّد اسلام، آن است كه مقدار مهریه (صَداق)، تا جاى ممكن، كم باشد، به گونه اى كه ازدواج را آسان نماید و مهر را ـ كه نشانه صدق و وفادارى مرد به پیمان مقدّس ازدواج است ـ، تبدیل به وسیله اى براى فخرفروشى یا پایبند كردن اجبارى به ادامه زندگى و ازدواج نسازد. از این رو، پیشوایان دین، سفارش هاى مكرّرى نموده اند كه مردان و زنان، به همان مهرى رضایت دهند كه پیامبر خدا صلى الله علیه و آله به عنوان بهترین اُسوه قابل پیروى، آن را براى همسران و دختران خود، قرار مى داده است.[22]
ثابت بودن مقدار مَهرُ السُّنّه
گزارش هاى متعدّدى، مهریه ازدواج هاى پیامبر صلى الله علیه و آله را به عنوان سنّتِ نهاده شده ایشان در زمینه ازدواج، ذكر كرده اند. نقل هاى متواتر، مهریه زنان و دختران پیامبر و نیز دختران اهل بیتِ او را «دوازده و نیم اَوقیه نقره» برابر با «پانصد دِرهم نقره» دانسته است.[23]
مقدار درهم، در طول زمان، دست خوشِ تغییر و تحوّل بوده است. مّا پس از تبدیل شدن آن به سكّه رایج حكومت اسلامى در روزگار اُمویان، تا چندین قرن، مقدار آن، تفاوت نكرد و امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام نیز در برابر پرسش راویان، برابرى هر اوقیه با چهل درهم را با همان درهم رایجِ اُموى در زمان خود، اعلام داشته اند. وزن این درهم، معیّن و حدود سه گرم نقره بوده است. بر این اساس، مهر السنّه، حدود هزار و پانصد گرم نقره مى شود. از اینرو، باید هر گرم نقره و با عیار مشخص، در زمان انعقاد خطبه عقد، محاسبه گردد و به معادل ریالی ثبت گردد.
دیدگاهی دیگر در مقدار واقعی مهر السنۀ
البته دیدگاهی چنین بیان می دارد که با توجّه به تغییر ارزش نقره در طول زمان و كاهش و افزایش نرخ برابرى آن نسبت به طلا و دیگر فلزات گران بها، ممكن است این ادّعا مطرح شود كه «قدرت خریدِ» پانصد درهم نقره در صدر اسلام، بیشتر از اكنون بوده است و از این رو، معادل واقعى مهر السنّه یعنى قدرت خرید آن را باید به دست آورد. به سخن دیگر باید نقره را با چند كالاى باارزش دیگر سنجید و سپس آن قدرت خرید را به بهاى پول رایج امروز محاسبه كرد. موید این دیدگاه، سخن و فتوای برخى فقیهان گذشته، می باشد که بر همین اساس، مهر السنّه را پانصد درهم یا پنجاه دینار (یعنى پنجاه مثقال طلاى خالص) دانسته اند؛ زیرا در روزگار آنان و نه در عصر معاصر، هر ده دِرهم ، برابر با یك دینار بوده است. نتیجه، شناور بودن مهر السنّه است.[24] گفتنى است طبق برخى گزارش ها، در روزگار پیامبر، ارزش نقره در برابر طلا، افزایش داشته و هر هفت یا هشت درهم (نقره) با یك دینار (طلا) معاوضه مى شده است و بر این اساس نیز پانصد درهم، برابر هفتاد دینار یعنى هفتاد مثقال شرعى طلا مى گردد.[25]
از اینرو، ضروری است برای آگاهی از مقدار واقعی مهر السنۀ در عصر معاصر و انتخاب دیدگاه، به کارشناسان و مراجع تقلید در عصر معاصر، مراجعه نمائید؛ هرچند بیان گردید که در میان فقیهان متقدم، اقوال دیگری نیز مطرح بوده است.
نحله و هدیه ازدواج در شرایط خاص
البته اندك بودن مَهر السنّه و تأكید پیشوایان دین بر آسان گیرى در تعیین مَهریّه، عمدتا به خاطر رفع موانع ازدواج و ترغیب به ایجاد رابطه زناشویى میان جوانان امت اسلامى است ؛ اما این، به هیچ روى، به معناى ناپسند بودن تبادل هدیه میان دو همسر یا خانواده هاى آنها نیست. هر یك از دو سوى رابطه یا خویشاوندان آنها مى توانند براى تحكیم بیشتر ازدواج، هدیه هایى ارزان یا گران قیمت، به دیگر سو بدهند.
پیشوایان دینى ما، در كنار عمل به سنّت نبوى در مَهر و تأكید بر فراتر نرفتن از آن، گاه هدیه هاى پر ارزشى را به همسران خود بخشیده اند و نام آن را نه مهر كه «نِحله (هدیه)» نهاده اند. (در ازدواج امام جواد علیه السلام با دختر مأمون آمده است كه ایشان مَهر را همان مهر السنه قرار داد و صد هزار درهم نیز به عنوان نحله به همسرش بخشید.)[26] آنان گاه هدیه هایى به صورت مزرعه، باغ و... را به خانواده هایى نوپا مى بخشیدند و قصدشان، بى نیاز كردن آنان از تكیه بر دیگران بود. (امام حسین پس از ردّ خواستگارى یزید از امّ كلثوم، دختر عبداللّه جعفر، او را به عقد پسر عمویش، قاسم بن محمد بن جعفر درآورد و براى رویارویى با پیشنهاد اعطاى كمك مالى یزید به این خانواده، مزرعه حاصلخیز خود را در وادى عقیق، به آن دو بخشید)[27] البته از این نمونه ها، در گزارش تاریخ، فراوان نیست، به گونه اى كه مى توان هر یك را مختصّ حالت خاص و برآمده از فضا و موقعیت ویژه آن ازدواج دانست و جالب توجه، آن كه در هیچ یك از این گزارش ها، سخنى از درخواست قبلى دختر یا خانواده او به میان نیامده است و ارتباطى با مهر (صَداق) ندارد.
به طور كلّى، گزارش هاى فراوان در سرتاسر كتب حدیثى و فقهى، تردیدى بر جا نمى نهد كه مَهر اندك و سبُك، پسندیده و مورد سفارش اسلام است ؛ ولى این، مانع از آن نیست كه مسلمانان براى استوار كردن پیوند ازدواج، هدیه هایى را به همسران خود یا به دیگر نزدیكانى كه تازه ازدواج كرده اند، نثار كنند. به سخن دیگر، مهر و تعیین مقدار آن، پیش از ازدواج است و از این رو، باید آن را اندك و آسان گرفت تا ازدواج، رونق گیرد و نِحله (بخشش)، مربوط به پس از عقد ازدواج یا پیش از برقرارى زندگى مشترك است، تا دل همسران به هم نزدیك تر گردد و پیوند نورُسته، قوّت یابد.[28]
سیره فردی حضرت فاطمه
لباس و عطر حضرت فاطمه
جنس چادر حضرت فاطمه، گاهی از جنس پشم[29] و گاهی نیز از پارچه حریر بود که البته هدیه ای بود كه همسر وی، حضرت علی، به او بخشیده بود.[30] اما گاهی نیز اکراه نداشت که لباس وصله دار بپوشد؛[31] در خانه و در محیط منزل، حضرت فاطمه لباس رنگی می پوشید.[32] و بر چشمانشان، سرمه می كشید.[33] از آنجا كه پدر گرامی اش، حضرت محمد، همواره از عطر و خوشبویی ستایش میكرد، و می فرمود: بر محبوبیت آدمی، می افزاید؛ حضرت فاطمه نیز با تاسی از پدر، در نخستین شب ازدواج، در منزل و هنگام نماز، از عطر خوشبو، استفاده می نمود.[34] اما چنان بود كه بوی خوش عطر را از نامحرم ولو نابینا، باشد، مخفی می كرد و چنین می فرمود: "اگر او مرا نمی بیند، من او را می بینم و او (شخص نابینا)، بوی مرا استشمام می كند و میفهمد".[35]
نقش نگین حضرت فاطمه
از پدر گرامی خویش، رسول مكرم اسلام، چنین نقل میفرمود: آن كه نگین انگشترش، عقیق باشد، در خیر و نیكی است.[36] و خود نیز به تاسی از پدر، انگشتری عقیق از جنس نقره بر دست داشت.[37] كه نقش نگین عقیق انگشتری حضرت فاطمه: "الله ولیّ عصمتی"، نقل شده است.[38]
رفتار فرزند حاكم اسلامی
و اما به اقتضای زن بودن و استحباب مظاهر زینت برای زنان، حضرت فاطمه، نیز از این قاعده مستثنی نبود و برای خویش، و دست بند[39] و گردن بند[40]، فراهم کرده بودند. اما وقتی وضعیت سخت اقتصادی عصر پیامبر و زندگی اصحاب صفۀ را مشاهده می نمود و از طرفی نیز به دلیل انتساب حضرت فاطمه به پیامبر، به عنوان حاكم جامعه اسلامی، ایجاب می نمود كه فرزند حاكم اسلامی، رفتار متفاوتی داشته باشد، لحظه ای ناراحتی پدر خویش را نیز تحمل نمی نمود و بی درنگ زینت های ظاهری را در راه خدا می بخشید و به فقراء هدیه می نمود.[41] این گونه رفتارها، می تواند الگو و سرمشق فرزندان حاكمان و مسوولین جامعه اسلامی باشد كه تلاش كنند، سطح زندگی و رفاه خویش را با طبقه متوسط جامعه اسلامی، همسو نمایند تا طعم زندگی فقراء جامعه را نیز درك و همواره در جهت رفع مشكلات و كاستی های آنان، اقدام نمایند.
منبع: مشرق نیوز
[16] . التفسیر : ج 1 ص 171.
[17] . قرب الاسناد : ص 52.
[18] . خاطر نازك گل : ص 202.
[19] . وسائل الشیعه : ج 21 باب 5 ح 12.
[20] . وسائل الشیعه : ج 21 باب 5 ح 1.
[21] . وسائل الشیعه : ج 21 باب 5 ح 9.
[22] . سیره پیامبر خاتم : ج 3 ص 488-493.
[23] . حکمت نامه فاطمی : ص 199.
[24] . ن.ک: حکمت نامه فاطمی : ص 199-204.
[25] . ن.ک: حکیم خانواده از نگاه قرآن و حدیث : ص 112-118.
[26] . من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۳۹۸.
[27] . تاریخ دمشق : ج 57 ص ۲۴۵.
[28] . تحکیم خانواده از نگاه قرآن و حدیث : ص 112-118.
[29] . وَ عَلَیْهَا كِسَاءٌ مِنْ أَجِلَّةِ الْإِبِل . مناقب آل ابی طالب : ج 3 ص 342.
[30] . حلة استبرق. الاصابۀ : ج 8، ص 270.
[31] . وَ ابْنَةُ مُحَمَّدٍ عَلَیْهَا شَمْلَةٌ مِنْ صُوفٍ قَدْ خِیطَتْ بِاثْنَیْ عَشَرَ مَكَانا. الدروع الواقیۀ : ص 275.
[32] . لَبِسَتْ ثِیَاباً صَبِیغا. الامالی طوسی : ص 402.
[33] . وَ اكْتَحَلَت . بحارالانوار : ج 21 ص 383.
[34] . خاطر نازك گل : ص 19.
[35] . ِإِنْ لَمْ یرانی فَأَنَا أَرَاهُ وَ هُوَ یَشَمُّ الرِّیحَ. دعائم الاسلام : ج 2، ص 214.
[36] . عَنْ فَاطِمَةَ، قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: مَنْ تَخَتَّمَ بِالْعَقِیقِ لَمْ یَزَلْ یَرَى خَیْراً. الامالی طوسی : ص 311.
[37] . بحارالانوار : ج 43 ص 9.
[38] . عوالم العلوم : ج 11 ص 65.
[39] . فَأَخَذَتْ سِوَارَیْنِ مِنْ فِضَّة. مکارم الاخلاق : ص 94.
[40] . وَ فِی عُنُقِهَا قِلَادَة. مناقب آل ابی طالب : ج 3 ص 343.
[41] . مكارم الاخلاق : ص 94-95.
برچسب:
نویسنده: نرگس محمودی